آموزش برنامه‌اى (PI)

 

در سال ۱۹۵۴، در زمينهٔ آموزش، نظريهٔ جديد و نويدبخشى پديد آمد. اسکينر در يک مقاله معروف با عنوان علم يادگيرى و هنر تدريس، بيمارى‌هاى موجود تدريس و يادگيرى را در مدارس تحليل کرد و راه درمان آن را پيشنهاد نمود. اسکينر در آزمايش با موش‌ها و کبوتر‌هايش به يافته‌هاى جديدى دست يافته بود و بر اساس همين يافته‌ها بود که آموزش برنامه‌اى را پيشنهاد کرد.

آموزش برنامه‌اى يک نظام آموزش انفرادى است که کوشش مى‌کند يادگيرى را با نيازهاى شاگردان هماهنگ سازد. اين روش بر اساس مجموعه‌اى از هدف‌هاى رفتارى پى‌ريزى شده است و در واقع، کاربردى است از روانشناسى يادگير در تدريس. در اين روش، مواد آموزشى به واحدهايى کوچک تقسيم مى‌شود که چارچوب يا گام (frame) ناميده مى‌شود. در هر گام، تکليفى مشخص شده است که بايد از طريق انجام دادن آن به هدف رفتارى آن چارچوب دست يافت. اين گام‌ها بر اساس دانش قبلى شاگرد تنظيم شده است، به‌طورى که هر گام معلومات جديدى به معلومات قبلى شاگرد اضافه مى‌کند. گام‌ها و مراحل آن بايد به گونه‌اى برنامه‌ريزى شوند که شاگرد را به هدف‌هاى نهايى نزديک کنند. محاسن آموزش برنامه‌اى را در چند زمينه مى‌توانيم مورد توجه قرار دهيم:

اولاً، در هر نوبت، توجه شاگرد بر مقدار کمى از مطالب مورد يادگيرى متمرکز مى‌شود؛ ثانياً، با فعال شدن شاگرد در پاسخ‌گويى به هر سؤال، يادگيرى تسهيل مى‌شود؛ ثالثاً، شاگرد با دريافت فورى (بازخورد) تقويت مى‌شود يا مى‌تواند اشتباهات خود را اصلاح کند؛ سرانجام، در چنين روشي، شاگرد بر اساس توانايى و آهنگ يادگيرى خود به جلو مى‌رود. به منظور تهيه محتواى آموزش برنامه‌اي، ابتدا بايد هدف‌هاى يادگيرى به طور دقيق و صريح، تعريف و سپس در قالب مجموعه‌اى از تکاليف مرتبط به هم، تقسيم شوند. ارتباط گام‌ها بايد بر پايهٔ ساخت طبقه‌بندى هدف‌هاى يادگيرى انجام گيرد. از نظر تنظيم مطالب، آموزش برنامه‌اى را مى‌توان به دو صورت خطى (linear program) يا شاخه‌اى (branching program) عرضه کرد.

  آموزش برنامه‌اى خطى

در آموزش برنامه‌اى خطي، گام‌هاى مربوط به يک برنامه .............